اکستریم برا
دوربین حرفه ای


این شـعر نورازسوختن ِعشـق گرفته ست به تماشا نایسـتید درد دارد نیلوفرثانی تو خود لبریز شــعری نیلوفر ثانی عاشقانه اگه یه نامه باشم پر از پیامای خوب کاشکی جوابم تو باشی اگه یه عابر باشم چهره سرد زمین یخ زده بود گره مردمک چشم تو برف، برف است، هوای شکستن شاخه های درخت را ندارد برگ را، به

شعر عاشقانه هوا سرد است کاری از لیلی مومون پور

شعر نو

هوا سرد است 
من از عشق لبریزم 
چنان گرمم 
چنان با یاد تو در خویش سرگرمم 
که رفت روزها و لحظه‌ها از خاطرم رفته است 

هوا سرد است اما من 
به شور و شوق دلگرمم 
چه فرقی می‌کند فصل بهاران یا زمستان است؟ 
تو را هر شب درون خواب می‌بینم..

تمام دسته‌های نرگس دی‌ماه را در راه می‌چینم 
و وقتی از میان کوچه می‌آیی 
و وقتی قامتت را در زلال اشک می‌بینم 
به خود آرام می‌گویم: 
دوباره خواب می‌بینم! 
دوباره وعده‌ی دیدارمان در خواب شب باشد 

بیا.. 
من دسته‌های نرگس دی ماه را در راه می‌چینم.

لیلا مؤمن‌پور   فروشگاه شکار

ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ، ﭼﻮﻥ ﺷﺎﻋﺮ ِ ﺍﺯ ﺷﻌﺮ ﺧﻨﺠﺮ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﻫﺎﻥ ﻭﺍ ﻻﺟِﺮَﻡ ﻓﺮﺟﺎﻡ ﺍﯾﻦ ﺟﺮﯾﺎﻥ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻋﺎﺷﻘﯽ آوازهایم ، چون حبابی از هوا لبریز ، می جوشد که ناگهان خود را رها می کرد در احساس سرد نور